حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
152
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
به سمت امير الامراء برگزيده . چون اين خبر بمونس كه در شام بود رسيد ببغداد حركت كرد و بدستيارى رئيس شرطهء آن شهر و ابو الهيجاء بن حمدان مصمّم فتح آنجا گرديد . مقتدر از ترس ابتدا هارون بن غريب را از بغداد خارج و بحدود شام مأمور نمود سپس درصدد استمالت مونس مظفر برآمد ليكن مونس و ابو الهيجاء حمدانى قانع نشده در 12 محرّم 317 بدار الخلافه آمدند و مقتدر بار ديگر از خلافت معزول گرديد و پسر ديگر معتضد يعنى برادر مقتدر با لقب القاهر باللّه خليفه شد . عزل مقتدر اين دفعه فقط دو روز دوام كرد چه مردم بر فاتحين شوريدند و ابو الهيجاء حمدانى و رئيس شرطهء بغداد همدستان مونس را كشتند و دوباره مقتدر را برداشتند و مونس با شورشيان روى موافقت نشان داد و به همين جهت صدمهاى نديد . مقتدر پس از برگشتن بخلافت شرطهء بغداد را در عهدهء پسران رائق سابق الذّكر يعنى ابو بكر محمّد بن رائق و برادرش ابو اسحق ابراهيم نهاد و ايشان تا سال 318 در اين شغل باقى بودند . حكومت موصل نيز پس از قتل ابو الهيجاء از طرف خليفه بپسرش حسن واگذار گرديد و اين حسن بن عبد اللّه حمدانى همانست كه بعدها لقب ناصر الدّوله يافته و مؤسّس سلسلهء آل حمدان شده است . در سال 319 بار ديگر ميانهء مونس و خليفه بهم خورد چه خليفه پسران رائق را از شرطهء بغداد برداشته بود و جاى ايشان را در عهدهء محمّد بن ياقوت كه طرف بيمهرى مونس بود گذاشته . خليفه بر اثر تهديد مونس محمّد بن ياقوت را از شرطه و پدرش ياقوت را از حاجبسالارى معزول نمود و اين دو شغل را بپسران رائق داد . ياقوت را بفارس و كرمان و پسرش مظفر را باصفهان و محمّد پسر ديگر ياقوت را بسيستان فرستاد و ما جنگهاى ياقوت و پسرش مظفر را با مردآويج و فرزندان بويه سابقا ذكر كردهايم . با تمام اين احوال خصومت بين مونس و مقتدر از ميان نرفت بلكه كار آن تا آنجا شدّت يافت كه مونس در ابتداى سال 320 از ترس قصد خليفه با اكثر سرداران لشكرى بموصل رفت و چون آل حمدان خواستند او را سركوبى كنند ايشان را به سختى مغلوب كرد و موصل را از چنگ حمدانيان بدر آورد سپس عازم فتح بغداد شد و در